پيام نوروز

اگر نوروز را عيد ناميدهاند از اين جهت است كه بازگشت دوباره حيات به طبيعت است و شرط عيد بودنش براي آدمي نيز همين است. يعني به پاكي و صفاي گذشته باز گردد و از آلودگيها بپرهيزد.
اميرالمؤمنين عليه السلام در كلامي شيوا فرمودهاند:
«كُلَّ يَومٍ لا يُعصَي الله فيه فَهُوَ يومُ عيدٍ»
«هر روز كه در آن پروردگار نافرماني نشود. آن روز عيد است.»
نوروز خاستگاه نوآوري، ابداع، تنوع و بازنگري است.
نوروز رستاخيز طبيعت است و پاسخ استدلالي و عملي پروردگار است به آنانكه جهان واپسين را منكرند و باور ندارند.
نوروز پيش از آن كه فرح بخش باشد درس آموز است و عبرتانگيز.
پندهاي نوروز را ميتوان چنين خلاصه نمود:
- لازمه برخورداري از طراوت و شادابي بهار، تحمل سختي و سردي زمستان است.
سرماي بهار بر خلاف زمستان آزار دهنده نيست. لطيف و فرح بخش است. مولاي متقيان، اميرمؤمنان عليه السلام نيز در سخني زيبا به اين نكته اشاره نموده فرمودهاند:
«در آغاز سرما خود را بپوشانيد اما در پايان آن خود را در معرض سرما قرار دهيد. (آغازي كشنده و پاياني حيات بخش دارد) سرما با بدن انسان آن ميكند كه با درختان ميكند.
در دعاي سال نو در جملة «يا مقلب القلوب والابصار…» نكتة ظريفي نهفته است.
چرا كه بصيرت درجهاي بالاتر از بينايي است. بينايي ديدن عادي و معمولي است لكن بصيرت، دگرگوني در بينش و انديشه است.
اميرالمؤمنين عليه السلام در كلامي نغز و زيبا ميفرمايند:
«إنّمَا البَصيرُ مَن سَمِعَ فَتَفَكَّرَ وَ نَظَرَ فَاَبصَرَ وَ انْتَفَعَ بِالعِبَرِ، ثُمَّ سَلَكَ جَدَداً وَاضِحاً يَتَجَنَّبُ فيهِ الصَّرعةَ فِي الْمَهاوي» ميزان الحكمه حديث 16197
«با بصيرت كسي است كه بشنود و بينديشد، ببيند و بينا شود و از عبرتها بهرهگيرد سپس راه آشكار و روشن را در پيش گيرد و از افتادن در پرتگاههاي آن، دوري كند.»
اگر اين تحول در بصيرت انجام شود ساير دگرگونيها آسان خواهد بود.
نوروز زمينة تنبه و يادآوري است:
- نوروز با تحول طبيعت ميگويد بازگشتي هست. معادي هست. حيات دوبارهاي هست. چشمان خويش را بگشاييد تا فرداي قيامت بهانهاي نداشته باشيد.
- حيات مجدد درختان، گياهان و دشتهاي سبز هشداري است كه: اي آدمي زادگان از اينكه ما بي برگ و بر و بيحيات و زندگي بوديم هم اينك سبز و خرم هستيم عبرت بگيريد و بدانيد زندگي هميشه سرد نيست روزي گرم و سبز خواهد شد. براي فرداي سبز خويش از ما درس عبرت گيريد. جويباران و چشمهساران نيز ميگويند ما تمامي هستيمان را ذخيره نموده بوديم تا در اين فرصت در طبق اخلاص گذاشته تقديم نماييم.
لذا رسول اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند:
«إذَا رَأيْتُمُ الرَّبيعَ فَأكثِروا ذِكْرَ النُّشورِ»
«هرگاه بهار را مشاهده نموديد. زياد از جهان واپسين ياد كنيد»
شباهتهاي بهار نوروز با قيامت و بهار ظهور:
- همچنانكه دگرگوني بهار يكباره شما را فرا ميگيرد، ظهور مهدي عجل الله فرجه و قيامت نيز چنين است.
همچنانكه سردي، بيتفاوتي و مردگي زمستان به گونهاي است كه زنده شدنش خيلي بعيد و عجيب مينمايد واقعه ظهور مصلح غيبي و حادثة عجيب قيامت نيز اين گونه است.
همچنانكه بهار نوروز ارمغاني چون وفور و فراواني نعمت به همراه دارد ظهور منتقم آل محمد صلي الله عليه و آله نيز بدين سان است.
راستي چه رابطة زيبا و دقيقي است ميان كلام اميرالمؤمنين عليه السلام و آغاز بهار
«كُلَّ يَومٍ لا يُعصَي الله فيهِ فَهُوَ يَوْمُ عيدٍ»
زيرا كه گناه بازگشت به جمود، ركود، قهقرا و پستي است. كسي كه از گناه عبور كرده با آب توبه خويشتن را شسته بايد مراقب باشد آلوده نشود.
پيام طبيعت در بهار طبيعت:
- پيام زمين:
من گردش جديدي را به دور خورشيد آغاز نمودم تا شما آدميان نوآوري در حركت و جدايي از سكون را از من بياموزيد. گذشتههايتان را در اعماق خود دفن نموده از چشمها پنهان خواهم نمود و به بوته فراموشي خواهم سپرد مشروط بر اينكه متعهد گرديد از اين پس با فرصتهاي جديدي كه پيش رو داريد دست از گناه و عصيان پروردگار بكشيد و به باران بهاري غسل توبه نموده در مسير تعالي و كمال گام بردايد. جز خير نخواهيد، جز نيك نگوييد. و جز راه مستقيم نپوييد. بدانيد خورشيد از دور دستها نظاره گر اعمال، كردار و رفتار شماست. نور حياتبخش او را قدر بدانيد. و در پرتو اشعه تابناكش راه را از چاه بازشناسيد.
- پيام درختان:
بر اساس حكمت خداي حكيم هر سال چند ماه را به خوابي عميق و طولاني فرو ميرويم. بسياري ميپندارند كه حيات از ما رخت بربسته و ما مردگانيم. اما چنين نيست. انرژيهاي خود را ذخيره ميسازيم تا در گاه نياز عرضه كنيم. آفتاب كم سوي آخر زمستان ما را براي بيداري آماده ميكند. و در آخرين روزهاي زمستان شلاق باد و نسيم ما را از بيهوشي خارج ميكند. دوباره سرسبز ميشويم.
ما به اميد او گل ميدهيم. به بار مينشينيم تا شايد او را گذري از كنارمان باشد و به چيدن گلي و بوئيدنش مفتخرمان سازد.
- پيام ميوهها:
ما ميوهها سنگ كودكان تگرگ آسمان شلاق باد را تحمل ميكنيم چه روزها كه از تابش آفتاب و سيلي باد چهرهاي سرخفام داريم فقط بدان اميد كه او را لحظهاي ميزبان باشيم و او ميهمانمان باشد.
- پيام چشمهسار:
من تودهاي برف بودم آغشته به خاك و خاشاك، براي محفوظ ماندن از تابش آفتاب سوزان به درون زمين پناه بردم و پس از تحمل رنجها و سختيها و تلاشهاي فراوان از لابلاي قلوه سنگها عبور كردم. ناخالصيهايم را زدودم. آنگاه به صورت آبي صاف، گوارا، پر خاصيت، پر از املاح، فَوَرانم را از حفرهاي آغاز كردم. آنها كه مرا ميشناسند و خاصيتهاي مرا ميدانند و آب مورد نياز خود را از آب گواراي ما تأمين ميكنند مردماني شاداب، سرزندهاند و عمري طولاني دارند.
همخواني پيامها:
- معادن:
ساليان درازي است كه ما در دل زمين نهفتهايم چون خدايمان نخواسته خود را ارزان و رايگان بفروشيم. گهگاه گوشهاي را در معرض ديد آدميان قرار مي دهيم اما اين مثقالي از خروارهاست. بايد گيرندگاني كه قرار است ما هديه آنها باشيم به اين درجه از لياقت و شايستگي برسند كه بتوانند از ما بهرهمند شوند بدين سبب فقط چشم به روز ظهور مهدي دوختهايم كه بهار خستهدلان و اميد اميدواران و پايان يأس نااميدان و مظلوميت مستضعفين است.
- پيام برگزيدگان الهي:
مولاي متقيان اميرالمؤمنين علي عليه السلام ميفرمايند:
اي بندگان خدا! از مرگ و نزديك بودنش بترسيد، و آمادگيهاي لازم را براي مرگ فراهم كنيد، كه مرگ جرياني بزرگ و مشكلي سنگين به همراه خواهد آورد:
يا خيري كه پس از آن شري وجود نخواهد داشت،
و يا شري كه هرگز نيكي با آن نخواهد بود!
پس چه كسي از عمل كننده براي بهشت، به بهشت نزديكتر؟
و چه كسي از عمل كننده براي آتش، به آتش نزديكتر است؟
شما همه شكار آماده مرگ ميباشيد:
اگر توقف كنيد شما را ميگيرد، و اگر فرار كنيد به شما ميرسد.
مرگ از ساية شما به شما نزديكتر است،
نشانه مرگ بر پيشاني شما زده شده است،
پس بترسيد از آتشي كه ژرفاي آن زياد، و حرارتش شديد، و عذابش نو به نو وارد ميشود، در جايگاهي كه رحمت در آن وجود ندارد، و سخن كسي را نميشنوند، و ناراحتيها در آن پايان ندارد! (نهج البلاغه ـ نامه 27)

اگر نوروز را عيد ناميدهاند از اين جهت است كه بازگشت دوباره حيات به طبيعت است و شرط عيد بودنش براي آدمي نيز همين است. يعني به پاكي و صفاي گذشته باز گردد و از آلودگيها بپرهيزد.
اميرالمؤمنين عليه السلام در كلامي شيوا فرمودهاند:
«كُلَّ يَومٍ لا يُعصَي الله فيه فَهُوَ يومُ عيدٍ»
«هر روز كه در آن پروردگار نافرماني نشود. آن روز عيد است.»
نوروز خاستگاه نوآوري، ابداع، تنوع و بازنگري است.
نوروز رستاخيز طبيعت است و پاسخ استدلالي و عملي پروردگار است به آنانكه جهان واپسين را منكرند و باور ندارند.
نوروز پيش از آن كه فرح بخش باشد درس آموز است و عبرتانگيز.
پندهاي نوروز را ميتوان چنين خلاصه نمود:
- لازمه برخورداري از طراوت و شادابي بهار، تحمل سختي و سردي زمستان است.
سرماي بهار بر خلاف زمستان آزار دهنده نيست. لطيف و فرح بخش است. مولاي متقيان، اميرمؤمنان عليه السلام نيز در سخني زيبا به اين نكته اشاره نموده فرمودهاند:
«در آغاز سرما خود را بپوشانيد اما در پايان آن خود را در معرض سرما قرار دهيد. (آغازي كشنده و پاياني حيات بخش دارد) سرما با بدن انسان آن ميكند كه با درختان ميكند.
در دعاي سال نو در جملة «يا مقلب القلوب والابصار…» نكتة ظريفي نهفته است.
چرا كه بصيرت درجهاي بالاتر از بينايي است. بينايي ديدن عادي و معمولي است لكن بصيرت، دگرگوني در بينش و انديشه است.
اميرالمؤمنين عليه السلام در كلامي نغز و زيبا ميفرمايند:
«إنّمَا البَصيرُ مَن سَمِعَ فَتَفَكَّرَ وَ نَظَرَ فَاَبصَرَ وَ انْتَفَعَ بِالعِبَرِ، ثُمَّ سَلَكَ جَدَداً وَاضِحاً يَتَجَنَّبُ فيهِ الصَّرعةَ فِي الْمَهاوي» ميزان الحكمه حديث 16197
«با بصيرت كسي است كه بشنود و بينديشد، ببيند و بينا شود و از عبرتها بهرهگيرد سپس راه آشكار و روشن را در پيش گيرد و از افتادن در پرتگاههاي آن، دوري كند.»
اگر اين تحول در بصيرت انجام شود ساير دگرگونيها آسان خواهد بود.
نوروز زمينة تنبه و يادآوري است:
- نوروز با تحول طبيعت ميگويد بازگشتي هست. معادي هست. حيات دوبارهاي هست. چشمان خويش را بگشاييد تا فرداي قيامت بهانهاي نداشته باشيد.
- حيات مجدد درختان، گياهان و دشتهاي سبز هشداري است كه: اي آدمي زادگان از اينكه ما بي برگ و بر و بيحيات و زندگي بوديم هم اينك سبز و خرم هستيم عبرت بگيريد و بدانيد زندگي هميشه سرد نيست روزي گرم و سبز خواهد شد. براي فرداي سبز خويش از ما درس عبرت گيريد. جويباران و چشمهساران نيز ميگويند ما تمامي هستيمان را ذخيره نموده بوديم تا در اين فرصت در طبق اخلاص گذاشته تقديم نماييم.
لذا رسول اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند:
«إذَا رَأيْتُمُ الرَّبيعَ فَأكثِروا ذِكْرَ النُّشورِ»
«هرگاه بهار را مشاهده نموديد. زياد از جهان واپسين ياد كنيد»
شباهتهاي بهار نوروز با قيامت و بهار ظهور:
- همچنانكه دگرگوني بهار يكباره شما را فرا ميگيرد، ظهور مهدي عجل الله فرجه و قيامت نيز چنين است.
همچنانكه سردي، بيتفاوتي و مردگي زمستان به گونهاي است كه زنده شدنش خيلي بعيد و عجيب مينمايد واقعه ظهور مصلح غيبي و حادثة عجيب قيامت نيز اين گونه است.
همچنانكه بهار نوروز ارمغاني چون وفور و فراواني نعمت به همراه دارد ظهور منتقم آل محمد صلي الله عليه و آله نيز بدين سان است.
راستي چه رابطة زيبا و دقيقي است ميان كلام اميرالمؤمنين عليه السلام و آغاز بهار
«كُلَّ يَومٍ لا يُعصَي الله فيهِ فَهُوَ يَوْمُ عيدٍ»
زيرا كه گناه بازگشت به جمود، ركود، قهقرا و پستي است. كسي كه از گناه عبور كرده با آب توبه خويشتن را شسته بايد مراقب باشد آلوده نشود.
پيام طبيعت در بهار طبيعت:
- پيام زمين:
من گردش جديدي را به دور خورشيد آغاز نمودم تا شما آدميان نوآوري در حركت و جدايي از سكون را از من بياموزيد. گذشتههايتان را در اعماق خود دفن نموده از چشمها پنهان خواهم نمود و به بوته فراموشي خواهم سپرد مشروط بر اينكه متعهد گرديد از اين پس با فرصتهاي جديدي كه پيش رو داريد دست از گناه و عصيان پروردگار بكشيد و به باران بهاري غسل توبه نموده در مسير تعالي و كمال گام بردايد. جز خير نخواهيد، جز نيك نگوييد. و جز راه مستقيم نپوييد. بدانيد خورشيد از دور دستها نظاره گر اعمال، كردار و رفتار شماست. نور حياتبخش او را قدر بدانيد. و در پرتو اشعه تابناكش راه را از چاه بازشناسيد.
- پيام درختان:
بر اساس حكمت خداي حكيم هر سال چند ماه را به خوابي عميق و طولاني فرو ميرويم. بسياري ميپندارند كه حيات از ما رخت بربسته و ما مردگانيم. اما چنين نيست. انرژيهاي خود را ذخيره ميسازيم تا در گاه نياز عرضه كنيم. آفتاب كم سوي آخر زمستان ما را براي بيداري آماده ميكند. و در آخرين روزهاي زمستان شلاق باد و نسيم ما را از بيهوشي خارج ميكند. دوباره سرسبز ميشويم.
ما به اميد او گل ميدهيم. به بار مينشينيم تا شايد او را گذري از كنارمان باشد و به چيدن گلي و بوئيدنش مفتخرمان سازد.
- پيام ميوهها:
ما ميوهها سنگ كودكان تگرگ آسمان شلاق باد را تحمل ميكنيم چه روزها كه از تابش آفتاب و سيلي باد چهرهاي سرخفام داريم فقط بدان اميد كه او را لحظهاي ميزبان باشيم و او ميهمانمان باشد.
- پيام چشمهسار:
من تودهاي برف بودم آغشته به خاك و خاشاك، براي محفوظ ماندن از تابش آفتاب سوزان به درون زمين پناه بردم و پس از تحمل رنجها و سختيها و تلاشهاي فراوان از لابلاي قلوه سنگها عبور كردم. ناخالصيهايم را زدودم. آنگاه به صورت آبي صاف، گوارا، پر خاصيت، پر از املاح، فَوَرانم را از حفرهاي آغاز كردم. آنها كه مرا ميشناسند و خاصيتهاي مرا ميدانند و آب مورد نياز خود را از آب گواراي ما تأمين ميكنند مردماني شاداب، سرزندهاند و عمري طولاني دارند.
همخواني پيامها:
- معادن:
ساليان درازي است كه ما در دل زمين نهفتهايم چون خدايمان نخواسته خود را ارزان و رايگان بفروشيم. گهگاه گوشهاي را در معرض ديد آدميان قرار مي دهيم اما اين مثقالي از خروارهاست. بايد گيرندگاني كه قرار است ما هديه آنها باشيم به اين درجه از لياقت و شايستگي برسند كه بتوانند از ما بهرهمند شوند بدين سبب فقط چشم به روز ظهور مهدي دوختهايم كه بهار خستهدلان و اميد اميدواران و پايان يأس نااميدان و مظلوميت مستضعفين است.
- پيام برگزيدگان الهي:
مولاي متقيان اميرالمؤمنين علي عليه السلام ميفرمايند:
اي بندگان خدا! از مرگ و نزديك بودنش بترسيد، و آمادگيهاي لازم را براي مرگ فراهم كنيد، كه مرگ جرياني بزرگ و مشكلي سنگين به همراه خواهد آورد:
يا خيري كه پس از آن شري وجود نخواهد داشت،
و يا شري كه هرگز نيكي با آن نخواهد بود!
پس چه كسي از عمل كننده براي بهشت، به بهشت نزديكتر؟
و چه كسي از عمل كننده براي آتش، به آتش نزديكتر است؟
شما همه شكار آماده مرگ ميباشيد:
اگر توقف كنيد شما را ميگيرد، و اگر فرار كنيد به شما ميرسد.
مرگ از ساية شما به شما نزديكتر است،
نشانه مرگ بر پيشاني شما زده شده است،
پس بترسيد از آتشي كه ژرفاي آن زياد، و حرارتش شديد، و عذابش نو به نو وارد ميشود، در جايگاهي كه رحمت در آن وجود ندارد، و سخن كسي را نميشنوند، و ناراحتيها در آن پايان ندارد! (نهج البلاغه ـ نامه 27)
محمد ابراهيم حامد مهدوي ـ مشهد مقدس
+ نوشته شده توسط حجت حامد مهدوي در جمعه دوم فروردین 1387 و ساعت
17:40 |
